محمد رضا واليزاده معجزى
27
تاريخ لرستان ( روزگار پهلوى ) ( فارسى )
احمدى براى خوانين على محمدى گرفت . ضمنا به خوانين مذكور نوشته شده بود كه تا آمدن اردو آنها سر جاى خود باشند . غير از دو طايفه يوسفوند و على محمدى ، طايفه حسنوند الشتر [ نيز ] توسط رئيس خود مهر على خان امير منظم - كه در سخاوت و « 1 » بين الاقران معروف بود - از لشكر غرب تأميننامه گرفته بودند و نيز از جمله خوانينى كه قبل از حركت اردو از بروجرد به خرمآباد جهت ديدار سرتيپ محمد خان شاهبختى به بروجرد رفته بود ، مرحوم شيخ على خان ( شيخه ) بود . شيخه قبلا از سرتيپ محمد خان تأمين جانى گرفته و نزد او به بروجرد رفت . در اينجا اقبال موقتا با شيخه يارى كرد ؛ خود امير غرب به همدان رفته بود . سرتيپ محمد خان راجع به حضور شيخه در بروجرد از امير احمدى توسط تلفن « 2 » كسب تكليف كرد . امير احمدى مىگويد او را توقيف كن . چون سرتيپ شاهبختى ميل نداشته بود خلاف پيمان خود رفتار كند به امير احمدى مىگويد شيخه را اجازه مراجعت به خانه دادهام . امير احمدى مىگويد چند سوار نظامى بفرست او را برگردانند . سرتيپ شاهبختى كه قبلا خود ، نظر امير احمدى را احساس و به شيخه اجازه مراجعت داده بود ، چند سوار از پشت سر او گسيل مىدارد . سوارها موقعى به شيخه مىرسند كه يك كيلومتر با مأمن خود فاصله داشت چون [ شيخه ] از تيراندازى سربازها بيم داشته سر آنها را با حرف گرم مىكند تا نزديك آبادى مىشوند و آنگاه به آنان مىگويد قدرى در خانه استراحت و سپس مراجعت كنيم . ولى موقعى كه به خانه مىرسد به سربازها مىگويد از قول من به شاه بختى بگوييد فعلا نمىتوانم نزد شما بيايم . سربازها ناچار با دست خالى به بروجرد برمىگردند . غير از اشخاصى كه ذكر كرديم عده كثيرى از سرشناسان و خوانين لرستان در همان اوقات توقف نبرد در كرمانشاهان و همدان و بروجرد در مقام اظهار اطاعت و خدمتگزارى برآمدند و مراتب دولتخواهى خود را كتبا و يا وسيله نمايندگان خود به فرماندهى قواى غرب ابراز داشتند . آنها كه سوابقشان خيلى تيره و نامه عملشان در ايام هرجومرج لرستان سياه نبود ، بدون برانگيختن واسطه و ميانجى مستقيما به فرماندهى كل قواى غرب مراجعه و يا به توسط نامه آمادگى خويش را جهت فداكارى اعلام مىداشتند . ولى آنها كه سوابق مشعشعى نداشتند ، به وسيله سرشناسان كرمانشاه يا همدان يا بروجرد معرفى و بعد از اخذ تأمين ، تعهد خدمت مىكردند و چون خود امير احمدى عنوان فرماندهى كل قواى غرب را به عهده داشت ، گاهى در كرمانشاه و زمانى در همدان يا بروجرد مشغول سركشى به واحدها بود . ولى سرتيپ محمد خان
--> ( 1 ) . يك كلمه ناخوانا ، ظاهرا « تعين » است . ( 2 ) . اصل : با امير احمدى توسط تلفون .